حسن حسن زاده آملى
208
هزار و يك كلمه (فارسى)
پهلوى هم كاشته شد بالاخره هر دو كامل نخواهند شد ، و اگر دو پهلوان خواستند يك سنگ را بردارند يكى اين طرف بيندازد و يكى آن طرف ممكن نيست ، يا يك آجر را دو بنا بگذارد . دليل سيم : اينكه در اينجا فرموده است . اين دليل به نظر ظاهرى دير فهميده مىشود زيرا كه مقارنت دليل بىقرينى نمىشود ، مثلا اگر نقّاش دو صورت بكشد مثل يكديگر ، دليل نمىشود كه آن نقّاش همكار ماهرى ندارد مثل خود . يا قلمدان ساز دو قلمدان شبيه هم بسازد يا نجّار دو درب و دو كرسى نظير يكديگر ، دليل نيست بر اينكه اين نجّار بىنظير است و هكذا ساير صنايع ، پس چگونه خداوند چيزهايى كه نظير يكديگر ساخته مانند دو انسان يا دو حيوان يا سيب را نظير گلابى و طالبى را شبيه خربزه خلق كرده دليل بر اين تواند بود كه خداوند بىنظير است و مانند او در دار وجود نيست ؟ گمان حقير اين است كه مقصود از مقارنه تركيب كردن و نظم دادن است نه نظير آفريدن ؛ يعنى ما از منظم بودن عالم استنباط مىكنيم كه قرينى از براى خداوند نيست ، چنان كه فرموده لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا « 1 » . دليل چهارم : دليل حضرت رضا عليه السّلام كه فرمود : اگر در عالم دو خداى قديم باشد بين آن دو فاصله خواهد بود كه آن فاصله هم قديم است ، آن وقت قديم سه چيز مىشود و فاصله بين دو اين چيز سيم آنهاست و فاصله زياد مىشود و بر عدد قدما مىافزايد . بيان مطلب اينكه اين دو خدا و دو واجب الوجود لا بد با هم فرقى دارند كه دو چيز شدند كه به اصطلاح حكما يا در ماهيت يكى هستند و در وجود خارجى و عوارض آن با هم تفاوت دارند مثل دو انسان ، يا داراى ماهيتهاى مختلفه هستند مثل انسان و ملك ، و در هر دو حال ما به الاشتراكى دارند كه در هر دو هست و ما به الامتيازى كه اين دو را از يكديگر تميز بدهد ، و در اين صورت يا مىگوييم : ذات هر يك مركب خواهد بود ، و يا مىگوييم : ماهيتى كه داراى دو
--> ( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 22 .